تبلیغات
پرسمان احکام - پیامبر و تجارت
پیامبر و تجارت
تعداد بازدید : مرتبه
پیامبر و تجارت
پیامبر در سنین کم با مراقبت و شبانی از شترها، سرپرست خویش عمویش ابوطالب را که دارای عائله بزرگی بود را یاری می‌داد. در سن دوازده سالگی عموی بزرگوار ایشان برای اینکه فنون تجارت را به او یاد دهد او را در کاروان تجاری حضرت خدیجه به شام برده بود. در آن سفر پیامبر که نوجوانی بیش نبود با چنان مهارتی کارش را انجام می‌داد که موجب تعجب همگان شد. برخلاف آنچه که متاسفانه در زمان در بین بعض از تجار و اهل بازار مرسوم است که صداقت عامل خسارت است و نباید با مشتری و دیگران صادق بود و باید حقیقت را از آنها مخفی نگاه داشت تا سود بیشتری کرد. پیامبر اکرم صداقت و امانتداری را روش تجارت خود قرار داده بودند. این ویژگی‌های اخلاقی سبب شد تا بزرگان و صاحبان تجارت آن زمان چون حضرت خدیجه به او اعتماد بکنند و هسی و دار‌و‌ندار خود را در اختیار جوانی قرار بدهند.
روزی حضرت ابوطالب به برادرزاده خویش یعنی پیامبر گفت: خدیجه دختر خویلد، که از بازرگانان قریش است دنبال مرد امینی می گردد که زمام تجارت او را بر عهده بگیرد و از طرف او در کاروان بازرگانی قریش شرکت کند و مال التجاره او را به شام به فروش برساند، بهتر است، ای محمد خود را به او معرفی کنی.[1] ولی پیامبر که عزت نفس و مناعت طبع او زبانزد همه بود به عموی خود فرمود: شاید خود خدیجه دنبال من بفرستد. اتفاقا همینطور شد و خود خدیجه که وصف جوان محبوب مکه را به امانت شنیده بود شخصا از حضرت محمد خواست که به دیدار او برود. وقتی پیامبر به دیدارش رفت، خدیجه گفت: آنچه موجب شده من شیفته تو بشوم و مهر و محبت تو را صادقانه به دل بگیرم، صداقت و امانت و اخلاق ستوده تو است. به همین جهت‏ حاضرم سرمایه‏‌اى دو برابر آنچه به دیگران مى‏‌دهم در اختیارت بگذارم تا شخصا اقدام به تجارت كنى. علاوه دو غلام خود را نیز به تو مى‏‌سپارم تا در این سفر تجارى همراه تو باشند و در كارها تو را یارى نمایند.
خدیجه به غلامان خود دستور داد كاملا تحت فرمان «محمد» باشند، و هنگام بازگشت هرچه از وى در سفر دیده‏‌اند، گزارش دهند. حضرت محمد با مال التجاره خدیجه همراه سایر بازرگانان مكه راهى سفرشام شد در این سفر همه تجار سود بردند، به خصوص، حضرت محمد كه بیش از دیگران سود برد. در بازگشت میسره‏ غلام خدیجه به وى كه از كارهاى محمد در سفر جویا شده بود، گفت: تمام كارهاى او حساب شده و منظم و بر اساس عقل و درایت است.[2]
این امانتداری و صداقت سبب شد تا حضرت خدیجه باوجود موقعیت اجتماعی ممتازی که به لحاظ مالی داشت، از پیامبر خواستار ازدواج شد و بعد از موافقت پیامبر ازدواج بکنند و بسیاری از بزرگان مکه به پیامبر رشک ببرند.
در این مختصر سیره‌ای که از پیامبر تقدیم شد، نکات بسیار مهمی برای جوانان و مخصوصا برای جوانان علاقمند به تجارت وجود دارد که به چند مورد از آن اشاره می‌کنم:
1)_ شخصی که به دنبال تجارت است باید بداند که خداوند روزی دهنده است و اوست که به هرکس بخواهد می‌بخشد و از هر کس بخواهد می‌ستاند. و به تعبیر قرآن:« قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ؛ بگو : بار خدایا ، تویی دارنده ملک به هر که بخواهی ملک می دهی و ازهر که بخواهی ملک می ستانی هر کس را که بخواهی عزت می دهی و هر کس را که بخواهی ذلت می دهی همه نیکیها به دست توست و تو بر هر کاری توانایی»[3] پس بدانیم حیله‌های شیطانی هیچگاه بر رزق و روزی ما اضافه نخواهد و خدا را در همه حال فراموش نسازیم.
2)_ به قول مثل معروف: آدم خوب شریک مال مردم است!. صداقت پیامبر و امانتداری او سبب شد که در مدت زمانی اندک در تجارت به رشد زیادی برسد و حضرت خدیجه تمام اموال خود را به او بسپارد.
3)_ برای بدست آوردن مال دنیا و سودآوری کار خود اهل تملق و چاپلوسی و هر کاری که با روح عزت نفس ناسازگار است، نباشیم چنانچه پیامبر حاضر نشد حتی برای لحظه‌ای اجیر حضرت خدیجه باشد. و به شهادت تاریخ٬ پیامبر هیچگاه اجیر هیچکس نشدند.[4]

پی‌نوشت‌ها:
[1] سیری در سیره نبوی، علامه مطهری
[2] تاریخ طبری،ج2، ص 35
[3] سوره ال عمران 26
[4] رجوع شود به تاریخ یعقوبی





طبقه بندی: احکام معاملات و بانکداری، 
برچسب ها: پیامبر، محمد، تجارت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1393/11/13 توسط : راه حق