جوانى از انصار در مسیر خود با زنى روبرو شد- و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار مى‏ دادند (و طبعا گردن و مقدارى از سینه آنها نمایان مى‏ شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت هنگامى که زن گذشت جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه مى‏ کرد در حالى که راه خود را ادامه مى‏ داد تا اینکه وارد کوچه تنگى شد و باز هم چنان به پشت سر خود نگاه مى‏ کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزى استخوان یا قطعه شیشه ‏اى که در دیوار بود صورتش را شکافت!
هنگامى که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جارى است و به لباس و سینه‏ اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر مى‏ روم و..
ادامه در لینک




طبقه بندی: احکام روابط زن و مرد، 
برچسب ها: دانشگاه مختلط، ارتباط استاد و شاگرد، محرم و نامحرم، نگاه حرام، تقوا، فساد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1394/11/19 توسط : مرتضی باقری